دوشنبه ٠١ آبان ١٣٩٦
فارسی : الفارسیه : Persianعربی : العربیه : Arabicانگلیسی : الانجلیزیه : English
آخرین مفالات
پاریس قربانی تکفیر
سید ابوالفضل حسینی
بررسی ریشه های ایدئولوژیک حوادث تروریستی پاریس
بعد از حوادث فرانسه بسیاری از تحلیلگران داخلی مثل همیشه، ریشه این حمله ها را صرفا از نگاه سیاسی مورد بررسی قرار دادند و حمایتهای غرب از این گروهها را دلیل رشد این گروهها و قوت گرفتن آنها دانستند. البته این تحلیل تا حدود زیادی صحیح و قابل قبول است اما آنچه در این زمان باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و وظیفه ما است که آن را گوشزد کنیم، بررسی ریشه های ایدئولوژیک این حوادث است.
 ١٩:٣٤ - سه شنبه ٢٦ آبان ١٣٩٤ - نظرات : ٠متن کامل >>
هیس! دخترها فریاد نمی زنند
چ
بشارت به یک شهروند هزاره سوم
بوسیدن روی ماه
همرنگ جماعت!
از ماست که بر ماست
یادگیری شرطی
طهارت نفس و درک معارف قرآن
شرطی سازی کنشگر
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2348
 بازدید امروز : 1704
 کل بازدید : 1043714
 زمان بازدید : 0/1250
ایرانی ها دین ندارند
ایرانی ها دین ندارند؟!

 منبع : پایگاه علمی تحقیقاتی مغناطیس

 نويسنده : رضا حداد زاده    ایمیل : Qom2000@yahoo.com

 نوشته شده در تاريخ : 1392/03/29   ( آخرين ويرايش : 1392/07/27 )

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بسيارى از نويسندگان تاريخ مشروطه در ارزيابى انگيزه هاى مردم براى جانفشانى در راه انقلاب مشروطه به اشتباه رفته اند. برخى از نويسندگان نوشته اند كه اسلام با مشروطه سازگارى ندارد. گروهى مى نويسند كه نهضت مشروطه دنباله روى كوركورانه از انقلابها و تحولات سياسى كشورهاى اروپايى و برخى از كشورهاى آسيايى مانند ژاپن است .
شمارى از قلم به دستان تاريخ مشروطه بر اين باورند كه رهبران مشروطه - چه رسد به مردمى كه سالها رنج شكنجه تبعيد، زندان و اعدام را به جان خريدند و در برابر استبداد پايدارى كردند - نيز معناى مشروطه را نمى فهميدند. برخى از نويسندگان به موجب دشمنى با روحانيت ، با دست بردن در سندها، تحريف وقايع ، دامن زدن به شايعات و بزرگ نمايى نقش ‍ فئودالها، خانها، ثروتمندان و روشنفكران غربزده در صدد بر آمدند تا از نقش آخوند خراسانى ، شيخ عبدالله مازندرانى و ميرزا حسين تهرانى كه بحق رهبران اصلى مشروطه بودند، بكاهند؛ كه متاسفانه در اين نيرنگ موفق بوده اند. تا آنجا كه در كتابهاى درسى ، سخنى از اين سه مرجع بزرگ به چشم نمى خورد. در بسيارى از كتابها نيز فقط از آيه الله سيد محمد طباطبايى و آيه الله سيد عبدالله بهبهانى و شمارى اندك از علما سخن به ميان آمده است . حال اينكه رهبران مشروطه در تهران و شهرستانها را مراجع تقليد، مجتهدان و روحانيون مبارز تشكيل مى دادند.
بيشتر نويسندگان ، مردم را در ماجراى مشروطه به دو گروه مشروطه خواه و مستبد تقسيم كرده اند. آنان صدها مجتهد، مرجع تقليد و روحانى آگاه ، دوراندش و پارساى پايتخت و شهرستانها را خواهان مشروطه مشروعه و حكومت اسلامى بودند، در صف مخالفان مشروطه و هواداران استبداد قاجاريه قلمداد كرده اند. برخى از نويسندگان هوادار مشروطه مشروعه نيز به بهانه دفاع از آيه الله شيخ فضل الله نورى ، آخوند ملا قربانعلى زنجانى ، آيه الله العظمى سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى و...، با استناد به سندهاى جعلى يا مشكوك و شايعه ها نيش قلم را متوجه آخوند و دو يار وفادارش كردند.
بسيارى از سندها ساخته جاسوسان روسى و انگليسى و خيلى از حوادث ، بافته ذهن فراماسونها و غربزدگان مزدور بيگانگان است . البته مى پذيريم كه رهبران مشروطه به دليل اينكه در خارج از كشور به سر مى بردند و از حوزه علميه نجف ، انقلاب را رهبرى مى كردند، از برخى عملكردهاى مشروطه طلبان باخبر نبودند. كاش علما با وحدت و يكپارچگى ، اختلافها را كنار مى گذاشتند و نمى گذاشتند نهضت از مسير خود خارج شود.
حضرت امام خمينى - رضوان الله تعالى عليه - درباره مشروطه فرمود::
((علماى اسلام در صدر مشروطيت در مقابل استبداد سياه ايستادند و براى ملت آزادى گرفتند. قوانين جعل كردند. قوانينى كه به نفع ملت است ، به نفع استقلال كشور است . به نفع اسلام است . قوانين اسلام است . اين آزادى را با خونهاى خودشان ، با زجرهايى كه ديدند و كشيدند... گرفتند. در جنبش ‍ مشروطيت همين علما در راس بودند و اصل مشروطيت اساسش از نجف به دست علما و در ايران به دست علما شروع شد و پيش رفت ... لكن ... دنباله اش گرفته نشد. مردم بى طرف بودند. روحانيون هم رفتند، هر كس ‍ سراغ كار خودش . از آن طرف ، عمال قدرتهاى خارجى ، خصوصا در آن وقت انگلستان ، در كار بودند كه اينها را از صحنه خارج كنند يا به ترور و يا به تبليغات . گويندگان و نويسندگان آنها كوشش كردند به اينكه روحانيون را از دخالت در سياست خارج كنند و سياست را بدهند به دست آنهايى كه به قول آنها مى توانند... يعنى فرنگ رفته ها و غرب زده ها و شرق زده ها و كردند آنچه را كردند؛ يعنى اسم ، مشروطه بود واقعيت ، استبداد. آن استبداد تاريك ظلمانى ، شايد بدتر از زمان و حتما بدتر از زمانهاى سابق))
سلسله قاجاريه در دورانى بر كشور حكومت مى كردند كه دنيا در ايام طلايى رشد صنعتى به سر مى برد. پادشاهان قاجار در انديشه عيش و نوش و خوشگذرانى خود بودند. فقر و بيداد كارگزاران حكومت ، سراسر كشور را در بر گرفته و بخش گسترده اى از كشور به بيگانگان سپرده شده بود. امتيازهاى فراوان به ناچيزترين مبالغ به دولتهاى روسيه و انگليس واگذار شد. ارتشهاى بيگانه گاه و بيگاه ، به بهانه هاى مختلف كشور را اشغال مى كردند و گاه ماهها و بلكه سالها در نقاطى از كشور اقامت مى كردند. حكومتهاى بسيارى از شهرها به دست كنسولگرى روسيه و انگليس اداره مى شد. بسيارى از دست اندركاران دولت مركزى ، به دستور سفارتهاى بيگانه نصب و عزل مى شدند. ايران آتش زير خرمن بود.
در اين ميان علماى تهران با مراجع تقليد نجف در ارتباط بودند. آخوند خراسانى ، شيخ عبدالله مازندرانى و ميرزا حسين تهرانى در تاريخ هشتم ربيع الاول 1323 ق . نامه اى به آيه الله سيد عبدالله بهبهانى مى فرستند و از علماى تهران مى خواهند كه ((مسيو نوژ)) بلژيكى ، رئيس گمرك كشور را كه مشغول فعاليت عليه استقلال فرهنگى و اقتصادى ايران است و به روحانيت توهين نموده از كشور بيرون كنند.
علما، طلاب و بازاريان تهران از خلافهاى كارگزاران حكومت و نامه هاى مراجع تقليد نجف باخبر مى شوند. روحانيون اوضاع نابسامان كشور را به اطلاع مردم مى رسانند و اندك اندك دامنه افشاگري ها گسترش مى يابد. آيه الله بهبهانى پيوسته گزارش عملكرد علما و مردم را به نجف مى فرستاد و مراجع نجف نيز رهنمودهاى لازم را به تهران مى فرستادند.

جهت دانلود مقاله اینجا کلیک کنید.

تمامی حقوق این سایت محفوظ می باشد.درج مطالب باذکر منبع بلامانع است
All rights are reserved.
راه اندازی، اجرا و بروزرسانی: توسعه اطلاعات سحرگاه (متين تايم) بهار 1392     Powered by: MatinTime (Development of Information) 2013