سه شنبه ٢١ آذر ١٣٩٦
فارسی : الفارسیه : Persianعربی : العربیه : Arabicانگلیسی : الانجلیزیه : English
آخرین مفالات
پاریس قربانی تکفیر
سید ابوالفضل حسینی
بررسی ریشه های ایدئولوژیک حوادث تروریستی پاریس
بعد از حوادث فرانسه بسیاری از تحلیلگران داخلی مثل همیشه، ریشه این حمله ها را صرفا از نگاه سیاسی مورد بررسی قرار دادند و حمایتهای غرب از این گروهها را دلیل رشد این گروهها و قوت گرفتن آنها دانستند. البته این تحلیل تا حدود زیادی صحیح و قابل قبول است اما آنچه در این زمان باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و وظیفه ما است که آن را گوشزد کنیم، بررسی ریشه های ایدئولوژیک این حوادث است.
 ١٩:٣٤ - سه شنبه ٢٦ آبان ١٣٩٤ - نظرات : ٠متن کامل >>
هیس! دخترها فریاد نمی زنند
چ
بشارت به یک شهروند هزاره سوم
بوسیدن روی ماه
همرنگ جماعت!
از ماست که بر ماست
یادگیری شرطی
طهارت نفس و درک معارف قرآن
شرطی سازی کنشگر
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4039
 بازدید امروز : 170
 کل بازدید : 1090598
 زمان بازدید : 0/0937
مغناطیسی به نام روح
مغناطیسی به نام روح

 منبع : پایگاه علمی و تحقیقاتی مغناطیس

 نويسنده : میرزا مصطفی دهقانی    ایمیل : amirzamostafa@yahoo.com

 نوشته شده در تاريخ : 1392/04/03   ( آخرين ويرايش : 1392/07/27 )

بسم الله الرّحمن الرّحیم

یا من لا هو إلّا هو
قصّه از زمانی شروع شد که افراد به سراغ مجازها رفته در حقیقت تردیدی جزئی نمودند و همواره این بود تا روح وروحیّه را فرع دیگر اشیاء مفروض گرفتند . بدیهی است که بالاترین عذاب ها آمد امّا چون أهمّ و مهمّ ها در پی اراده ی کارها نبود امورات ، رفته رفته به مشغله ها تغییر هویّت دادند آن هم با کمال خرسندی حتّی آرزوی دیرینه قلمداد شد پس لذّت عبادت و .. به تدریج از کار افتاد و بی رنگ گشت .
از سویی دیگر ؛ فکر آسایش مطلق ، آدمیان را بر آن داشت تا جذب یک سری دغدغه های به ظاهر صادق شوند بنابراین کبری و نتیجه ی بحث روشن است .
قرآن مجید می فرماید :
یسئلونک عن الرّوح قل الروّح من أمر ربّی و ما اوتیتم من العلم إلّا قلیلاً
این مقوله را اگر از روح القدس و روح الأمین باز بپرسی نمی دانند چون هر چیزی قاعده ای دارد و قرآن حکیم هم از این اصل مستثنی نمی شود و آن این که نسخه خوان مخصوص خودش را دارد یعنی همان جمله و نصّ معروف : إنّما یعرف القرآن من خوطب به .
و مسلّم مطلق است که تمام علوم و بطون قرآن ساکت و صامت در لسان اهل بیت مکرّم است به اعتراف اهل باطل نیز !!
خب ؛ اگر معصومین اسلام روح را باز کنند کمتر کسی ادراک می نماید . هم چنان که از برای جسم ظاهری انسان قلب و ... است روح هم دارای قلب و دیگر اجزاست .
باید بین قلب و دل و عقل و نفس و دیگر شاکله های روح ، فرقی بنیادی گذاشت تا سرّ این که مولا أمیر المؤمنین و یعسوب الدّین علیّ أبی طالب فرموده اند : من عرف نفسه فقد عرف ربّه چیست ؟!!
شعاع مرکزی روح را قلب تشکیل می دهد نه عقل مجرّد یا دل و یا نفس .
یا فرمودند مولا علی : أتزعم أنّک جرمٌ صغیرٌ و فیک ذنطوی العالم الأکبر یعنی : آیا خیال می کنی چیز کمی هستی در حالی که در تو عالم بزرگتر پیچیدا شده است ؛ بفهم با تأمّل !
در آغازین خلقت که ما در مقوله ی پر مطلب { خلقت تا قیامت } عنوان مختصر داشته ایم در آیه ی مبارکه آمده است که : فنفخت فیه من روحی
از روح خودم یعنی روح الهی به جسم خاکی آدمی دمیدم ! ( یعنی مراحل پیدایش ، تدریجی بود غیر از روح ) تا فردی در قیامت و عرصات نگوید شیعیان روح اضافه تری داشته اند و من نداشتم و ... { خوب دقّت نما }گرچه شیعه از زیادی گل اهل بیت عصمت و طهارت سرشته شده است پس تو هم شیعه باش !
روح به معنای فرشته یا بزرگ فرشتگان هم استعمال شده لیکن باید دید این ها چگونه از خدا و مظاهر الهی اند !؟
عظمت روح و اختیار وجدانی و فنا و بقا و ... مباحثی است دقیق که مقدّمات فوق حکمت را می طلبد .
روح ، ما فوق افق است یعنی می تواند از جزئیّت به کلیّت برسد و در آید چون خلیفة الله هست و معنای این اصطلاح ، تجلیّات اسماء و صفات اجمالی است .
به دیگر تعبیر فنّی ؛ رابطه ی روح با غیرش رابطه ی ماوراء الطّبیعة هست با ما دونش هم چنان که دنیای اجنّه با عالم انسان و طبیعت عادی این گونه به شمار خورده است .
از برای خلقت روح و قلب و عقل دقائق شیرینی نهفته هست که لطف ها می طلبد .
این که می گوییم روح ما به فدای مولایمان اگر روح لطیف اندرونی باشد معنا یی و وجهی دارد گرچه آن هم امانت الهی و از خود اهل بیت هست امّا اگر روح کثیف انسانی باشد پس گفتن آن لغو است چون سنخیّت نیست پس این گناه هست که آرزوهای زیبا را می خشکاند و شاید هم برای همیشه !
بنابراین ؛ گناه ننما تا روح و قدرت آن را درک بلکه با آن کار نمایی تا بالاها در خدمتش بگیری .
اگر می دانستی قدرت روحت چقدر می تواند باشد و چه کارها که نکند این گونه رام خود و اعضایت نمی نشستی و خود بلکه هم نوعانت را به تکاپوی عظیم دستگاه خلقت وصل می نمودی تا جایی که دیگر فناء بلکه بقاء یابی .
این است که اندیشه و فکر نورانی آدمی را سریع تر از خیلی عملکردها بالا و بالاتر می برد تا ولایت را در قالب برائت بیند و خوش لحن شود .
بحث دیگر این است که عوامل اختیاری روی روح همانند جسم تأثیر مثبت یا منفی خویش را می نهد و پس لرزه هایش شدیدتر و جبران ناپذیرتر است .

 

 برای دانلود فایل الکترونیکی مقاله(پی دی اف) به صفحه آخرمراجعه فرمایید.

<< آخرین صفحه   1 2 3 4   اولین صفحه >>
تمامی حقوق این سایت محفوظ می باشد.درج مطالب باذکر منبع بلامانع است
All rights are reserved.
راه اندازی، اجرا و بروزرسانی: توسعه اطلاعات سحرگاه (متين تايم) بهار 1392     Powered by: MatinTime (Development of Information) 2013